بدونين كه وقتي آريانا روزي دوتا پست مي نويسه حتماً يه مرگيش هست… يعني قاتي كرده… يعني عصبانيه….
همچنان اخلاقم گه مرغيه (همينه ديگه؟!)، به شدت دلم مي خواد بميرم و دوباره به دنيا بيام، ولي درست انتخاب كنم، من اين “من” رو دوست ندارم، مي فهمي خدا؟ دوستش ندارم…
ميشه من خونه نرم؟

2 comments
Comments feed for this article
اکتبر 22, 2007 روی 8:43 ق.ظ
mychamber
دست شما درد نکنه درسته ما تو تعطیلات به سر میبریم اما دیگه انقدر هم تعطیل نیستیم. من از بچگی اندیشمند بودم بابا!!
اکتبر 22, 2007 روی 6:33 ب.ظ
اميرحسين
ميگم فكر كنم لازمه اين چهارشنبه هم يه قدمي با هم بزنيم؛ نه!؟ بد نيستا… اون دفعهاي كه خداييش خيلي به من خوش گذشت. اگه واسه تو هم همينطوره، بسمالله