خوشبين باش، خوشبين باش، خوشبين باش…
شعار اين روزهاي من، گرچه خودم از پس ذهن خسته خودم برنميام، اما پياپي تكرارش مي كنم كه يادم نره، و چقدر كار سختيه وقتي جايي كار ميكني كه دورت پر از تبعيضه و كاري از دست هيچكس برنمياد، هرماه جيبت خاليتر از ماه پيشه، حقوقت اضافه ميشه ولي با همه ترفندهايي كه ميزني پس اندازت صفر شده، مي شنوي كه قراره به بازنشستهها كه خودشون هزارتا سوراخ واسه بلعيدن حقوق ناچيز دريافتي شون دارن به جاي پاداش بازنشستگي (تو بخون پول خون 30/35 سگ دو زدن) سهام عدالت بدن!، خونه تو تهران شده متري خدا تومن، نمي دوني امسال صاحبخانه محترم مي خواد سر سال چي كار كنه و…
خوشبين باش، خوشبين باش، خوشبين باش… شعار اين روزهاي من…
—
دوست از فرنگ برگشتهاي در جواب ما كه مي گفتيم چرا برگشتي (البته نه كاملاً) مي گفت اونجا انقدر همه چيز آرومه كه خسته ميشي. …نميدونم واسه منم خستگي مياره؟ من كه فقط در جستجوي آرامشم، بس كه اينجا خستهام.
—
ميگم راهي چيزي سراغ ندارين كه بشه باهاش جمعهها رو از ساعت 4 بعدازظهر به بعد Remove كرد؟! شديداً لازمش دارم، اگه تونستين يه بطر ش ر اب نابم بذارين كنارش، ديگه همين فعلاً.
—
ديروز كامپيوترم تو خونه تركيد! بعد عمري اومدم فيلم ببينم خير سرم، كلاً ديگه بالا نيومد، تا من باشم ديگه از اين گهها نخورم و همون ويندوز معمولي نصب كنم، گور باباي ويندوز MRT كردن و بقيهشون ايضاً!
—
گفته بودم بالاخره دارم ميرم كلاس زبان؟! آره گمونم گفته بودم، خب، هيچي همين، محض اطلاع گفتم!

1 comment
Comments feed for this article
می 1, 2008 روی 8:57 ب.ظ
soorena
سلام:) خوشبینی خوب چیزیه:)