من همش دلم يه چيزايي مي‌خواد…

من دلم يه سورپرايز واقعي مي‌خواد، دلم كادو مي‌خواد، مسافرت مي‌خواد، عيدي مي‌خواد، ماه‌عسل مي‌خواد، يه ماشين خوب مي‌خواد، دلم يه عالمه پول مي‌خواد، دلم مي‌خواد همخونه يه كار بهتر پيدا كنه كه درآمدش چندبرابر الان بشه، دلم مي‌خواد از اين اداره‌اي كه توش هستم برم يه جايي كه اينقدر درباره من تبعيض قائل نشن، برم يه جايي كه اين خانوم محترمو نبينم، دلم مي‌خواد پنجشنبه‌ها مجبور نباشم تا عصر سركلاس باشم، دلم مي‌خواد اينقدر وابسته به كارم نباشم، اينقدر غصه همه‌چيزو نخورم، استرسم كم شه، اونقدر قوي شم كه اگه يه روز ديدم تو اداره دارم اذيت مي‌شم بزنم زير همه‌چي و بيام بيرون…

نويسنده: آرياناي كمي تا قسمتي غرغرو.

پ.ن: آيا اينها نشانه‌هاي افسردگيه؟!