مدت‌هاست خواننده وبلام “تلخ مثل عسل” هستم، اميرحسين و روزانه‌هاي فوق‌العاده‌اي كه مي‌نويسد گاهي به طرز بسيار خوشايندي ساعت‌هاي منو مي‌سازه، متأسفانه امكان لينك دادن نيست ولي آدرسش رو مي‌تونم بذارم براتون:amirane.persianblog.ir
حالا غرض اينكه اين مطلبش خيلي حال خوبي داره، تقريباً همون حرف‌هايي هست كه من گاهيي توي دلم به دوقلوهاي نازنين خواهرجان مي‌گم:
سلام غزلم،غزل دو روزه ام!

پدرت همین چند لحظه پیش تلفن زد و گفت که تو به دنیا آمده ای،که مفتخرمان کرده ای ،که چشم و دلمان روشن شده به آمدنت.پرسیدم اسمت را چه گذاشته اند و شنیدم غزل!

غزل!هر زنی که به دنیا می آید،نوید تداوم زندگی است،ادامه حیات،بشارت خلق،برهان وجود.هر زنی که به دنیا می آید در دلش بذر عشق دارد،بذر امید و ما،من، پدرت،هزاران تن تنها به سان ما،این روزها غزل، محتاج این دوگانه مقدسیم که به عشق امیدوار باشیم و مومن…آمدنت مژده رستن امیدی عاشقانه،تولد نور در سیاهی این روز هایمان است غزل!

آمدنت مبارک!هدیه ات عشق ما به آینده،آینده ای که تو وقتی بالیدی و بزرگ شدی در آن،بتوانی آزاد عاشق شوی،که وقتی دلت از عشق لرزید،زمین و زمانت نلرزد زیر هزار شلتاق بی رحم سفلگان…برای تو،برای تو غزل،امروز و هر روز می کوشم،می کوشیم تا خانه ای بسازیم لایق طنین خنده های معصومانه بهشتی ات؛برای تو غزل فقط برای تو می مانم،می جنگم،می سازم تا در هجده سالگیت،هجده تیر ها فقط یک حادثه دور باشند؛این را به تو قول می دهم غزل،عمو امیرحسینت به تو قول می دهد به جان بکوشد برای ساختن ایرانی که در آن چشمان غزل هایش فقط از حادثه عشق تر شود نه از نفیر شوم اشک آور،این را به تو قول می دهم غزل!

از ته دل دوست دارم همين آينده‌اي كه امير ازش حرف زده در انتظار بچه‌هاي اين سرزمين باشه…